استاد جلیل شهناز

پیشکشی برای شهنواز تار,استاد جلیل شهناز
 
تار یحیی
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱ : توسط : حسین رضاخانی

یحیی‏خـان (1876 ـ 1932)، نابغۀ هنر تـار‏سازی جلفای اصفهان

نویسنده: زویا خاچاطور

در ایامی نه چندان دور نسلی از استادان سازندۀ آلات موسیقی سنتی در ایران پا به عرصه گذاشتند که این هنر را در ایران شکوفا کردند و به اوج رساندند. علاقه و کشش مردم به موسیقی در عهد قاجار و ظهور هنرمندانی بزرگ در عرصۀ موسیقی چون آقا علی اکبر، آقا حسین ‏قلی، میرزا عبدالله، درویش‏خان سماع و دیگران سبب شد تا مردم به سوی هنر ساخت آلات موسیقی و صنایع وابسته به آن گرایش بیشتری پیدا کنند و هنرمندانی کارآزمـوده را در این زمـینه پرورش دهند. جست و جو در پیشینۀ تاریخ موسیقی ایران حاکی از آن است که تا قبل از دوران قاجار و حتی تا اواسط این دوره اطلاعات دقیقی از سازندگــان آلات موسیقی و هنر ساخت این آلات وجود ندارد و به جز چند اسم از جمله ایوب ‏خان تارساز، اسماعیل خــان تــارساز، غلام‏حسین‏خان تــارساز و حاجی محمد کریم‏خان به نام تازه‏ای در این زمینه بر نمی‏خوریم اما از اواخر سلطنت قاجار نسل جدیدی از تار‏سازان در تهران و اصفهان و سایر شهرها پا به عرصۀ ظهور گذاشتند، چنانکه این دوره نقطۀ عطفی در تاریخ تار‏سازی ایران به حساب می‏آید.

 
یحیی خان

اگرچه این سازندگان آلات موسیقی موسیقی‏دان نبودند و ظاهراً، خود در این زمینه نقشی نیافریدند تردیدی نیست که در شکوفایی و تکوین استعدادهای هنرمندان و نوازندگان بزرگ سهمی بسزا داشته‏اند تا آنجا که از حاصل هنر دست آنان ساخت و ساز آلات موسیقی متحول شد و همگان دریافتند که موسیقی خوب نه تنها به نوازندۀ خوب بلکه به آلات موسیقی خوب هم نیازمند است و حتی جنس و ساختار هندسی مضراب هم در تشویق و تحریک نوازنده تأثیر دارد تا چه رسد به سازی که وی نوازندۀ آن است و طبعاً، زمانی که صدای ساز دلنواز و خوش‏آهنگ باشد نوازنده را به سوی کمال و تجلی هنر راه می‏نماید. سازندگان این دوره با تکیه بر تجارب گذشتگان و نیز تجربه‏ها و سلائق شخصی خود سعی در ارائۀ الگوهای نوینی کردند که هم واجد صدادهی خوب و هم دارای زیبایی ظاهری باشد.

اما آنچه در این نوشتار بیشتر مورد توجه است ساز معروف و ملی ایران؛ یعنی، تار است که در فرهنگ کشورمان اهمیتی بسزا دارد. این ساز را در حدود هفتاد الی هشتاد سال پیش از نواحی آذربایجان به تهران آوردند. با ورود تار به ایران تحول هنر تار‏سازی آغاز شد و پس از چندی نوازندگان از دو نوع تار استفاده می‏کردند: تار قفقازی و تار فارسی.

با وجود آنکه تار قفقازی و تار فارسی ریشه‏های مشترک دارند تار فارسی در سدۀ اخیر به علت نبوغ و حس شگرف زیبایی‏شناسانۀ نژاد ایرانی ( و البته، هم ‏وطنان ارمنی) با سرعتی عجیب روندی تکاملی را هم از نظر صدادهی و هم از نظر شکل ظاهری طی کرده است؛ تکاملی که در حالت عادی قاعدتاً می‏بایست چند سده به طول می‏انجامید. حال آنکه تار آذربایجانی امروز با نمونۀ مشابه آن در قرن گذشته تفاوت چندانی (غیر از تعداد سیم ‏ها و تزیینات ظاهری) ندارد و تغییری اساسی در آن روی نداده است.

یحیی تار ساز، نفر نشسته سمت چپ که تیشه بدست دارد.

به همراه استاد بزرگ حسینقلی و یارانش

 
 

یحیی‏خـان (1876 ـ 1932)، نابغۀ هنر تـار‏سازی جلفای اصفهان

نویسنده: زویا خاچاطور

در ایامی نه چندان دور نسلی از استادان سازندۀ آلات موسیقی سنتی در ایران پا به عرصه گذاشتند که این هنر را در ایران شکوفا کردند و به اوج رساندند. علاقه و کشش مردم به موسیقی در عهد قاجار و ظهور هنرمندانی بزرگ در عرصۀ موسیقی چون آقا علی اکبر، آقا حسین ‏قلی، میرزا عبدالله، درویش‏خان سماع و دیگران سبب شد تا مردم به سوی هنر ساخت آلات موسیقی و صنایع وابسته به آن گرایش بیشتری پیدا کنند و هنرمندانی کارآزمـوده را در این زمـینه پرورش دهند. جست و جو در پیشینۀ تاریخ موسیقی ایران حاکی از آن است که تا قبل از دوران قاجار و حتی تا اواسط این دوره اطلاعات دقیقی از سازندگــان آلات موسیقی و هنر ساخت این آلات وجود ندارد و به جز چند اسم از جمله ایوب ‏خان تارساز، اسماعیل خــان تــارساز، غلام‏حسین‏خان تــارساز و حاجی محمد کریم‏خان به نام تازه‏ای در این زمینه بر نمی‏خوریم اما از اواخر سلطنت قاجار نسل جدیدی از تار‏سازان در تهران و اصفهان و سایر شهرها پا به عرصۀ ظهور گذاشتند، چنانکه این دوره نقطۀ عطفی در تاریخ تار‏سازی ایران به حساب می‏آید.

 

یحیی‏خـان

اگرچه این سازندگان آلات موسیقی موسیقی‏دان نبودند و ظاهراً، خود در این زمینه نقشی نیافریدند تردیدی نیست که در شکوفایی و تکوین استعدادهای هنرمندان و نوازندگان بزرگ سهمی بسزا داشته‏اند تا آنجا که از حاصل هنر دست آنان ساخت و ساز آلات موسیقی متحول شد و همگان دریافتند که موسیقی خوب نه تنها به نوازندۀ خوب بلکه به آلات موسیقی خوب هم نیازمند است و حتی جنس و ساختار هندسی مضراب هم در تشویق و تحریک نوازنده تأثیر دارد تا چه رسد به سازی که وی نوازندۀ آن است و طبعاً، زمانی که صدای ساز دلنواز و خوش‏آهنگ باشد نوازنده را به سوی کمال و تجلی هنر راه می‏نماید. سازندگان این دوره با تکیه بر تجارب گذشتگان و نیز تجربه‏ها و سلائق شخصی خود سعی در ارائۀ الگوهای نوینی کردند که هم واجد صدادهی خوب و هم دارای زیبایی ظاهری باشد.

اما آنچه در این نوشتار بیشتر مورد توجه است ساز معروف و ملی ایران؛ یعنی، تار است که در فرهنگ کشورمان اهمیتی بسزا دارد. این ساز را در حدود هفتاد الی هشتاد سال پیش از نواحی آذربایجان به تهران آوردند. با ورود تار به ایران تحول هنر تار‏سازی آغاز شد و پس از چندی نوازندگان از دو نوع تار استفاده می‏کردند: تار قفقازی و تار فارسی.

با وجود آنکه تار قفقازی و تار فارسی ریشه‏های مشترک دارند تار فارسی در سدۀ اخیر به علت نبوغ و حس شگرف زیبایی‏شناسانۀ نژاد ایرانی ( و البته، هم ‏وطنان ارمنی) با سرعتی عجیب روندی تکاملی را هم از نظر صدادهی و هم از نظر شکل ظاهری طی کرده است؛ تکاملی که در حالت عادی قاعدتاً می‏بایست چند سده به طول می‏انجامید. حال آنکه تار آذربایجانی امروز با نمونۀ مشابه آن در قرن گذشته تفاوت چندانی (غیر از تعداد سیم ‏ها و تزیینات ظاهری) ندارد و تغییری اساسی در آن روی نداده است.

علت سرعت روند تکاملی تار فارسی در سدۀ اخیر را می‏توان به طور خلاصه تحولات سیاسی اجتماعی پی در پی این سده (همانند انقلاب مشروطه، ظهور سلسلۀ پهلوی و ...)، آشنایی رو به رشد ایرانیان با فرهنگ غربی، ورود نت به وسیلۀ علی نقی‏خان وزیری به ایران و ظهور پدیده‏های نوینی چون سینما، تئاتر و کنسرت‏های موسیقی دانست که سبب ایجاد انتظارات جدیدی از شکل و صدادهی آلات موسیقی از جملـه تــار شدند.

تار در اوایل و حتی تا اواسط دورۀ قاجار دارای ظاهری نسبتاً ساده، وزن و حجم کم و ابعادی کوچک از نظر طول، عرض و ارتفاع بود و مهم‏ترین مشخصۀ آن اینکه قابلیت آن را داشت که بر روی سینه نواخته شود حالتی که با تارهای فعلی، به دلیل تحول در هنر تارسازی، عملاً امکان پذیر نیست. تارهای جدید به علت سنگین‏تر، حجیم‏تر و بزرگ‏تر بودن ابعاد آنها نسبت به سازهای قبلی برای نوازندگی بر روی سینه مناسب نیستند.

سردسته و پیش‏کسوت سازندگان این تارهای جدید استاد بی‏بدیل تار‏سازی، استاد فرج الله، است که معیارها و اندازه‏های دقیقی را برای ساخت تار در نظر گرفت و شیوۀ خاص خود را در تارسازی اعمال کرد.

در همین اوان، در محلۀ ارمنی‏نشین اصفهان، جلفا، دسته‏ای از هنرمندان نجار و ظریف‏کار ارمنی دست به ساخت آلات موسیقی از جمله تار زدند. این گروه با توجه به فرهنگ و بینش التقاطی شرقی ـ غربی خود رگه‏هایی از نگاه زیبایی‏شناسانۀ کلاسیک اروپا را در ساخت تار به کار بردند که حاصل آن ارائۀ الگوهایی نوین و زیبا بود.

در 1255ش/ 1876م (؟)، در یکی از محله‏های قدیمی جلفای اصفهان به نام محلۀ سنگ‏تراش‏ها ، در کوچۀ گازاندران، درخانوادۀ معروف و هنرمند آبکاریان، کودکی به دنیا آمد که دنیای تارسازی سنتی ایران را دگرگون ساخت. والدینش نام هوهانس [2] را برای این کودک انتخاب کردند. پدر و عموی هوهانس، خاچیک و هامبارسوم، خود هنرمندانی بزرگ در رشتۀ نجاری و ساخت آلات موسیقی بودند به طوری‏که از دربار ظل ‏السلطان، حاکم اصفهان و بزرگان بختیاری سفارش‏های نجاری می‏گرفتند تا جایی که به آنها لقب نجار باشی داده بودند.

هوهانس درهمان دوران نوجوانی با وسایل موسیقی و طرز ساخت آنها آشنا شد و با آنها انس گرفت و در سال‏های جوانی، علاقه‏ای خاص به هنر ساخت آلات موسیقی خصوصاً تار پیدا کرد. او در ابتدا بر روی تارهای ساخت پدرش ریزه‏کاری می‏کرد و به تزیین آنها می‏پرداخت تا اینکه با کار استاد فرج الله آشنا شد.

یحیی کم‏کم پا را فراتر از الگوی پدر و عمو گذاشت و برای شروع کار از الگو و اندازه‏های تار استاد فرج الله تقلید کرد. از سازهای ساخت این دورۀ استاد یحیی تعداد بسیار اندکی در دسترس است که به دلیل نداشتن مهر [3] باز شناختن آن تنها از گوش استادان فن بر می‏آید.

یحیی و همسرش یقی‏سابت، چهار فرزند داشتند: دو پسر و دو دختر اما متأسفانه هیچ یک از آنان هنر پدر را دنبال نکردند. یحیی در طول زندگی‏اش چندی در اصفهان و تهران [4] و مدتی نیز در قزوین نزد خواهرش زندگی کرد. تارهای ساخت قزوین او به دلیل مرغوبیت چوب هم از نظر رنگ و هم از نظر صدا بی‏نظیرند. استاد جزایری دلیل این نقل و انتقال را شغل اداری یحیی در ادارۀ مالیه عنوان کرده است. استاد یحیی در 28 بهمن 1311 ش/1932م در سن 56 سالگی در جلفای اصفهان درگذشت و در قبرستان ارمنیان، در دامنۀ کوه صفه، به خاک سپرده شد. عده‏ای علت مرگ زود هنگام وی را استنشاق مداوم تراشه‏های چوب توت ذکر کرده‏اند.[5]

 

تار یحیی خان در موزه کلیسای وانک اصفهان

به گفتۀ نزدیکان و دوستان استاد یحیی وی فردی بود باهوش، خوش لباس، موقر و دارای ذوق و روحی لطیف. او «در فصل تابستان اغلب در کارگاه خود نان خشک و زردآلو می‏خورد و آن را غذایی بسیار لذیذ می‏دانست. غذای بلبلان کارگاه خود را شخصاً و با سلیقۀ خاصی تهیه می‏کرد زیرا آنها را الهام دهندۀ موسیقی می‏دانست...».[6] این عشق و علاقۀ وی به موسیقی سبب شکوفایی نبوغ ذاتی او در این رشته شد و با استعدادی که داشت و توجه خاصی که به زیبایی و صدای ساز استادان می‏کرد شیفتۀ کارهای آنان شد. یحیی چپ دست بود و با مهارتی فراوان و سرعتی بالا کار می‏کرد لذا تعداد تارهای ساخت او به نسبت استادان قدیم بیشتر بود. در عکس معروفی که از او در کارگاهش برداشته‏اند تعداد نسبتاً زیادی تار در کارگاه او دیده می‏شود.

در زمان استاد فرج الله و تا اواسط حیات استاد یحیی نوازندگان تار برای نواختن این ساز آن را بر روی سینه قرار می‏دادند. بعدها، با تغییراتی که گفتیم شیوۀ نوازندگی تار از روی سینه به روی پا تغییر یافت. استاد یحیی با توجه به این موضوع و با دخل و تصرفی که در اندازه‏های تار ایجاد کرد شکل این ساز را به زیباترین شکل ممکن تغییر داد. ذکر این نکته ضروری است که استاد یحیی در ساخت این تار از کسی تقلید نکرد و تار جدید وی نتیجۀ سال‏ها آزمایش وکار طاقت‏فرسا و زاییدۀ ذهن و تفکر خود او بود و در نهایت، سازی را به بازار عرضه کرد که نوازندگان بسیاری در جست و جوی آن بودند.

در ذکر ارزش کار استاد یحیی همین بس که تارهای ساخت او حتی اگر، برفرض محال، صدای خوبی نمی‏داشتند از نظر شکل تراش و الگوی زیبا می‏توانستند به منزلۀ یک اثر حجمی هنری و در واقع، یک مجسمۀ زیبا و خوش‏تراش در تاریخ هنری ایران باقی بمانند.

با مقایسۀ دهانۀ تار یحیی و دهانۀ تار استاد فرج الله به وضوح می‏توان دریافت که دهانۀ تار استاد فرج الله منطبق بر الگوهای اسلامی و سنتی قدیمی ایران است اما دهانۀ تار یحیی ارزش‏های زیبایی شناختی کلاسیک اروپایی نیز دارد.

اما آنچه موجب درخشش هنر یحیی شد فقط الگوی ساخت او نبود بلکه دانش و هوشمندی او در شناخت چوب و انواع آن نیز در این امر تأثیر داشت. دانش استاد یحیی او را قادر می‏ساخت تا بتواند از چوب کاسه‏هایی خوب به وجود آورد. او سالی یک بار نوازندگان معروف و استادان تار را به نهار دعوت و ساخته‏های خود را به هنرمندان زمانش عرضه می‏کرد؛ استادانی چون میرزا عبد الله و آقا حسین‏قلی و شاگردانشان. آنها تارهایی از بین ساخته‏های او برمی‏گزیدند و نظراتی سودمند برای ساخت و اصلاح تارهای جدیدتر به وی عرضه می‏داشتند. یحیی نیز با تشریح تجربیات خود و استفاده از نظر آنان می‏کوشید تا هنر خویش را به کمال رساند.[7]

یحیی کاسۀ تار را خود شکل می‏داد و فقط خالی کردن داخل آن را به شاگردان ماهر خود می‏سپرد اما ظریف‏کاری داخل کاسه و بقیۀ کارها از قبیل ساخت دسته و سرپنجه، وصل دسته به کاسه و ... تنها مخصوص خود او بود.

کارهای استاد به سه دوره و سه شهر مختلف تعلق دارد: اصفهان، تهران و قزوین اما اکثر تارهایی که استاد ساخته متعلق به زمان سکونت او درجلفای اصفهان است. این دسته از تارهای استاد معمولاً از جنس چوب توت جوان و دارای رنگ روشن و خال‏های سفیدی در پهلوی کاسه هستند. چوب توت به دلیل داشتن قدرت آکوستیک بالا برای ساختن سازهایی مانند تار و سنتور استفاده می‏شد.

از دیگر وجوه تمایز تارهای استاد یحیی با تارهای دیگر استادان رنگ آن است. استاد تارهای خود را با رنگ‏های جوهری رنگ نمی‏کرد و برای این کار لاک الکل به کار می‏برد. این نوع رنگ در اثر تابش نور در چوب توت اثر می‏گذارد و آن راخوش رنگ می‏کند.

تارهای استاد یحیی به علت مرغوبیت خریداران فراوانی داشت. به همین دلیل کار او را تقلید می‏کردند و به نام او می‏فروختند. همین موضوع استاد را واداشت تا نخستین بار برای نشان دادن اصالت کارش مهری بسازد. استاد مهر بیضی شکل کوچکی با اسم یحیی ساخت و آن را درون کاسۀ ساز چسباند اما پس از چندی طبق روال گذشته مجدداً تارهایی تقلبی به نام او ساختند. لذا استاد تصمیم گرفت مهری دایره شکل با تاریخ بر روی دستۀ تار بچسباند. در نهایت، استاد مهر سومی تهیه کرد که تاریخ و محل ساخت تار را نشان می‏داد. آن را به صورت مخفی در زیر سیمگیر بر روی کاغذی می‏زد و سپس، زیر استخوان سرپنجه می‏چسباند. اگر تاری این سه مهر را داشته باشد، خصوصاً مهر زیر استخوان سرپنجه را، محققاً ساختۀ یحیی است. بعدها، این کار در بین سازندگان ساز رواج پیدا کرد.

از جمله تغییراتی که استاد یحیی در حدود 1300ش/1921م درساخت تار صورت داد می‏توان به این موارد اشاره کرد: بزرگ‏تر و سنگین‏تر کردن کاسه، پهن کردن دستۀ سرپنجه، اصلاح شکل دهانۀ ساز، ایجاد انحنا و برجستگی در دو طرف خرک و ایجاد فرورفتگی در قسمت مضراب خور که باعث سهولت در نواختن مضراب‏های راست می‏شود. این انحنای خاص دهانه در سازهای قبل از وی بسیار کم بود. برجستگی دو طرف دهانه نیز باعث می‏شود تا خرک بیشتر به درون پوست فرو رود و فشار بیشتر خرک بر روی پوست صدایی مغز دارتر و پر طنین ایجاد کند.

خوش‏خوانی و خوش‏دستی تار یحیی به چند عامل مهم دیگر نیز بستگی دارد که عبارت‏اند از: طرز ساخت کاسه، شیوۀ نصب دسته به کاسه، عمل آوردن رو دسته، اندازه‏های نسبت کاسه به دسته، تناسب کاسۀ بزرگ با کاسۀ کوچک، نفیر داخل کاسه، تراش داخل کاسه، تناسب داخلی حجم کاسۀ بزرگ و کوچک و ... مهم‏تر از همه اینکه استاد خرکی را که اولین بار روی تار قرار می‏داد تا آن را امتحان کند اگر از نظر صدا دهی مقبول واقع می‏شد، دیگر آن را تغییر نمی‏داد و این خرک را همیشه بر روی تار نگاه می‏داشت (تغییر دادن خرک باعث کاهش صدادهی تار و افتادن خوش‏آوازی آن می‏شود).

از 1300ش/ 1921م به بعد شکل اصلی، اندازه‏ها و تناسب سازهای استاد به مرحله‏ای بالاتر ارتقاء یافت. با توجه به کوتاه بودن عمر استاد ساخت سازهای منحصر به فرد او را متعلق به دهۀ آخر عمر وی می‏دانند. شمار دقیق تارهای باقی مانده از استاد مشخص نیست. عده‏ای تعداد این تارها را 150 عدد ذکر می‏کنند. البته، کمتر کسی پیدا می‏شود که تار یحیی داشته باشد و آن را بفروشد. تار استاد یحیی چه در زمان خود وی و چه امروز همواره قیمتی بیش از دیگر تارها داشته و این مسئله به سال‏های پس از درگذشت وی مربوط نمی‏شود. استاد حسین مسعود در کتاب هنر سازسازی می‏نویسد:

«در سال 1312ش قیمت تار یحیی چهل تومان بوده است در حالی که تار سایر استادان آن زمان از چهارده الی پانزده تومان تجاوز نمی‏کرده است. تارهای معمولی بی‏نام و نشان نیز سه تا پنج تومان قیمت داشته‏اند».

علت آنکه استاد یحیی در ساخت تارهای خود از الگو‏های قدیمی استفاده نکرده چه بوده؟ در جواب باید گفت ساخت سازهای جدید وی پاسخی بود به نیاز نوازندگان و ذائقۀ مردم و کلاً تغییر الگوی نواختن تار در ایران. تارهای ساختۀ دست استاد برای ارائۀ موسیقی جدید مطلوب‏تر و بهتر شناخته شد و در فرآیندی ده ساله تدریجاً تغییراتی که یحیی‏خان ایجاد کرده بود با استقبال نوازندگان هم‏عصر وی مواجه شد و شرایط برای ادامۀ کار چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی فراهم آمد. با توجه به مقاومتی که در میان استادان هر عصری در برابر تغییر شکل قالب‏های موجود و سنت‏های پیشین وجود دارد می‏توان به چیره‏دستی و تسلط استاد یحیی پی برد که چگونه تغییرات مورد نظر خود را در ساخت تارهای جدید اعمال کرد و مورد قبول استادان وقت نیز واقع شد.

از دیگر ویژگی‏های بارز استاد یحیی نکته‏ا‏ی است که استادان قبل و بعد از او کمتر به آن توجه داشته‏اند. یحیی اولین سازنده‏ا‏ی بود که از ابتدای کار روند کیفی ثابت و مستمری (و به اصطلاح امروز استانداردی) را برای کار خود در نظر گرفت. مقایسۀ آثار متعدد بر جای مانده از او حکایت از آن دارد که انحراف معیار در آثار متعدد استاد یحیی بسیار ناچیز و در حد صفر است. تمامی تارهای به جای مانده از او حتی از نظر کوچک‏ترین معیارها و اندازه‏های فنی و الگو اختلاف چندانی با یکدیگر ندارند (البته، با در نظر گرفتن این نکته که یحیی در سه اندازۀ بزرگ، متوسط و کوچک تار می‏ساخته)؛ امری که بیشتر از یک کارخانه با فن‏آوری نوین مورد انتظار است تا از سازنده‏ای در کارگاهی کوچک و ابتدایی.

 

یحیی‏ خـان

استادان فن ساخت آلات موسیقی بر این باورند که صدای تارهای برخی از استادان امروزی در آینده بسیار بهتر از تار یحیی خواهد شد زیرا بخشی از صدای ساز به مرور زمان و به دلیل قدیمی شدن آن بیرون می‏آید. از ساخت آخرین سازهای یحیی حدود هفتاد الی 75 سال می‏گذرد به همین دلیل هم صدای آنها به درجۀ مطلوب خود رسیده.

این موضوع به هیچ عنوان از ارزش تار یحیی نمی‏کاهد چرا که تارهای خوب امروزی همگی از روی تار یحیی ساخته می‏شوند و کمتر استادی را می‏توان یافت که برای ساخت تار خود الگوی یحیی را انتخاب نکند. تارهای یحیی هنوز هم پس از گذشت سال‏ها از مرگ وی، در بین هنرمندان و سازندگان آلات موسیقی، عالی‏ترین نمونۀ تکامل و ستارۀ درخشان هنر تارسازی ایران محسوب می‏شود.

تارهای ساخت یحیی امروزه زینت‏بخش موزه‏ها و مایۀ افتخار دارندگان آنهاست. نمونه‏ای از تارهای ساخت استاد یحیی هم اکنون در موزۀ کلیسای وانک جلفا نگه‏داری می‏شود و هر روزه تعداد بی شماری از آن بازدید می‏کنند. بازدید از غرفۀ ساز موزۀ کلیسای وانک باعث می‏شود تا از هنرمندان دیگری چون ملکوم‏خان نیز یادی آوریم. ملکوم‏خان یا ملکوم تارساز از دیگر هنرمندان تارساز جلفای اصفهان بود که پس از فوت استاد یحیی سازهای نیمه‏کارۀ وی را به دقت و با حساسیت هر چه تمام‏تر به اتمام رساند تا خدشه‏ای به یاد و خاطرۀ استاد وارد نیاید.

از دیگر استادان فن می‏توان به یحیای اول، سنتورساز، مارکار اصفهانی و مگردیچ تارساز اشاره کرد. آثار ارزشمند به جای مانده از این استادان بزرگ از جمله خدمات بی‏شمار ارمنیان ایران برای شکوفایی هرچه بیشتر هنر و فرهنگ ایران زمین‏اند.

آرامگاه استاد یحیی را در1383ش، خانم مریم اطمینان، از کارشناسان رشتۀ موسیقی دانشگاه سوره، در قبرستان ارمنیان جلفا، واقع در دامنۀ کوه صفه، شناسایی کرد. پس از شناسایی آرامگاه استاد و به مدد عشق و همت و همیاری تعدادی از سازندگان ساز، کارشناسان و پژوهشگران موسیقی در 25 بهمن ماه 1385ش سنگی جدید بر مزار استاد نامدار تارسازی ایران نهاده شد.

تغییر در سنت و فرهنگ به سختی امکان می‏پذیرد و هر پیشنهادی ولو کوچک و ظریف از سوی هر آنکه بتواند آن را عملی سازد کاری بس بزرگ و سترگ به شمار می‏آید.

پی‏نوشتها:

1- موزه‏دار موزۀ هنرهای تزیینی اصفهان و نمایندۀ میراث فرهنگی استان اصفهان در موزۀ کلیسای وانک.

2- در تاریخ هنر ساخت آلات موسیقی سنتی در جلفای اصفهان به دو یحیی بر می‏خوریم که اولی یحیای اول یا قدیم و دومی هوانس آبکاریان یا یحیای دوم یا یحیی‏خان یا استاد یحیای معروف بوده است. در این مقاله منظور نویسنده یحیی دوم می باشد.

3- این سازها به یحیی بی مُهر معروف هستند.

4- عکس معروفی که از او به همراه میرزا عبدالله و میرزا حسین‏قلی و شاگردانشان باقی مانده یادگاری از این دوره است.

5- چوب توت حاوی مادۀ سمی آرسنیک است و استنشاق گرد ساییدۀ آن در طول زمان می‏تواند منجر به ایجاد بیماری‏های تنفسی یا سرطان شود.

6- عبد الحسین سپنتا، «یحیی تار ساز» ، وحید، س: 5 (دورۀ جدید)، ش14.

7- عباس سرمدی، دانشنامۀ هنرمندان ایران و اسلام از مانی تا معاصرین کمال الملک، ص979.

منابع:

بینش، تقی. شناخت موسیقی ایران. تهران: دانشگاه هنر، 1376.

جزایری، رامین. «استاد یحیی و تحول ساختمان تار». ماهور، ش31.

حسین، مسعود. هنر ساز سازی. تهران: دانشگاه هنر، 1380.

خالقی، روح الله. سرگذشت موسیقی ایران. تهران: [بی‏نا]، 1323.

سپنتا، عبد الحسین. «یحیی تار ساز». وحید. س 5 (دورۀ جدید). ش14.

سرمدی، عباس. دانشنامۀ هنرمندان ایران و اسلام از مانی تا معاصرین کمال الملک، ص979.

لازاریان، ژانت. دانشنامۀ ایرانیان ارمنی.

مقدم، مسعود.تار سازان دوران قاجار. [بی‏جا]: [بی‏نا]، [بی‏تا].

برداشت از http://yahyaclub.com