استاد جلیل شهناز

پیشکشی برای شهنواز تار,استاد جلیل شهناز
 
تاریخچه ساز تار
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ : توسط : حسین رضاخانی

آنچه مسلم است موسیقی ایران کاملترین موسیقی جهان است و شاید روزگاری معنای کامل موسیقی فقط شامل موسیقی ایران میبوده است چرا که هنوز آثارنامها و گوشه های ایرانی در موسیقی جهان بچشم میخورد. مثلا نامهایی مانند گیتار، سیتار، ویولن، تمپو،آرشه، ماجور،لوت،بمل،دیزو...بسیاری واژه های متداول موسیقی جهان ایرانی هستند که بطور مشروح در کتاب ایران سرزمین مقدس نوشته اینجانب نگاشته شده است مثلا" گام ماجور یعنی بزرگ عینا" همان فاصله ماهور ماست که به معنای بزرگ است (مهتر یعنی بزرگتر) ناگفته نماند گام ماجور در اروپا بطور ناقص از ماهور وارد شده و در آنجا از گوشه های زیبایی چون راک و دلکش اثری نیست

همچنین لوت (1) همان رود ایرانی به معنای تار است که از روده آید چرا که سیمها و پرده های این ساز از روده بوده است و از آنجا که در زبان پهلوی ر و ل یک نشانه دارند و این دو حرف نیز در گویشهای ایرانی خصوصا" کردی به هم نزدیک هستند رود را لوت نیز گویند.

بمل به معنای بم تر و دیز به معنای نت تیز تر آمده است در نقاشیهای چهلستون در چهار صد سال پیش سازهایی بچشم میخورد که جز کمانچه همه از بین رفته (یا در جاهای دیگر در محدوده ایران فرهنگی کاربری دارد)  از ان جمله سازی است شبیه یه ویالون که تاثیر فرهنگ ایران را در موسیقی جهان مینمایاند و کاملا" میرساند که این ساز اروپایی ریشه ایرانی دارد اما از آنجا  که این نوشتار را گنجایش آن نیست از آن میگذریم و به تاریخچه ساخت تار میپردازیم.

 


در تاریخجه تار آنچه معروف است این ساز از سازهای باستانی مانند طنبور برگرفته شده اما نخستین باربه شکل امروزی بدست میرزا رضای شیرازی ساخته شده است استاد رضا وهدانی در مقدمه ردیف آورده اند: در کتاب یادبودهای سفارت استانبول نوشته خان ملک ساسانی (صفحه 195) می خوانیم که بعد از آنکه عثمانی ها استانبول را گرفتند در زمان شاه صفی که سلطان مراد چهارم بغداد را از ایران گرفت وسی هزار ایرانی را قتل عام کرد شاه قلی استاد موسیقی را دست بسته به حضور آوردند شاه قلی رو به سلطان کرد و گفت من برای زندگی خود اهمیت نمیدهم اما برای هنر التماس میکنم یک تار شش سیمه خواست که فورا" حاضر کردند هنرمندیش مورد توجه سلطان واقع شده و اورا همراه خودش به استانبول برد. رواج موسیقی ایران در پایتخت عثمانی از شاهقلی است (ماخذ گفته های خان ملک ساسانی از کتاب هاممپورگسال تاریخ امپراطوری عثمانی جلد نهم است)

صدای تار ایرانی تو دماعی و به اضافه زنگ مطبوع سیم است که بی شباهت به طرز صحبت کردن ما ایرانیان نیست {مثلا" هنوز دختران ایرانی گاهی عمدا" از توی بینی صحبت میکنند تا جلوه ایی به صحبت خود بدهند... تذکر از نگارنده} معروف است تاری خوش صدا است که صدای تار بدهد نه صدای ماندولین ... (از مقدمه ردیف استاد وهدانی)

تار را در قدیم رود یا روت میگفتند که به معنی تارو پرده است روت همان روده است که در تارهای این ساز و پرده های آن استفاده میشده است قبلا" نیز گفته آمد که در اروپا تار را لوت نامند اما تار را با این شکل امروزی ما از زمان قاجار میا بیم در بسیاری عکسهای قدیمی تارهایی با نقاره هایی گرد و کاسه هایی مخروطی شکل در دست مردم عادی به چشم میخورد که اگرچه چندان خوش تراش نیستند اما بسیار شبیه سازهای امروزی است. این سازها بیشتر شبیه تارهای آذری ولی بزرگتر میباشند.

 

 

 

 

 

اما سازهای دست اساتیدی چون آقاعلی اکبر، آقا حسینقلی و میرزا عبدالله نشاندهنده آن است که سازندگانی ظریفنر و استاد تر داشته اند. اوج کمال این سازها ساخت استاد فرج الله هستند که در ساخت کاسه و نقاره ظرافت بیشتری را دارا است.

 

استاد فرج الله که جزء اساتید منتخب دارالصناعه ناصری بود بدستور ناصرالدین شاه در این مکان به ساز سازی مشعول بوده است. او سازهایی بسیار زیبا ساخته است که نمونه های آن در دست میرزا عبدالله و آقاحسینقلی  و شااگردانشان بچشم میخورد. این تارها حتی بسیار زیبا تر و خوشتراش تر ازبرخی سازهای امروزی است سازهای فرج بسیار خوش مضراب بوده و در مضرابهای قوی  صدا گم و گنگ نمیشود (ضعفی که بیشتر سازهای جدید دارند یکی هم این است که در مضرابهای ملایم خوش صداو زنگ دار اما در مضرابهای قوی فرو میریزند.)

 

 سازهای استاد فرج الله نقاره هایی ظریف و کاسه هایی بزرگ با دهانه هایی گنبدی شکل که نشان از معماری ایرانی است داشته اند. طول کاسه به نسبت سازهای مدل یحیی حدود 3 سانتینتر کوتاه تر است و در عوض پهنای کاسه 3 سانتیمتر بیشتر ا ز کاسه های امروزی است.وآنگونه که در عکسها میبینید سازهای استاد فرج چندان هم پشت تخت بنظر نمیرسد و کاسه های گرد و قلمبه ای  دارند به هرحال از همه الگوهای قدیمی اطلاع نداریم اما شاید استاد الگوهای دیگری هم داشته است.

 

 از استاد فرج تارهایی با کاسه های یک تکه نیز موجود است (نمونه ای در دست آقای پوریا صفت  موجود است ) امااینکه استاد فرج الله در تارسازی شاگرد چه کسانی بوده مشخص نیست اما قبل از ایشان تارسازانی چون ایوب خان و داوود خان مشهور بوده اند. واضح است که در آنزمان هم تار سازانی بوده اند اما همانند امروزه آنانی معروف میشده اند که مورد توجه وسفارش اساتید قرار میگرفتند. و استاد فرج الله از آندسته بوده است وتنها تار ساز مطرح زمان خود بوده است. تا جایی که ظل اسلطان پسر ناصرالدین شاه برای طرب خانه دربار سازی به او سفارش میکند.

 

از شاگردان فرج یکی را میشناسیم که همان یحیای معروف است نام او هوانس آبکاریان و از ارامنه جلفای اصفهان است یحیی خان علاوه بر شاگردی استاد فرج نزد پدرش خاچیک نیز اصول نجاری و ساز سازی راآموخت هامبارسون تار ساز نیز دایی یحیی خان است که تارهای خوش صدایی از او به یادگار مانده است . یحیی خان مردی با سواد و در خانواده نسبتا" مرفهی بدنیا آمده او علاوه بر اینکه کارمند دولت بوده است به برخی زبانهای دیگر نیز آشنایی داشته است برادر یحیی خان نیز از کشیشان سرشناس ارامنه و اسقف جلفا بوده است. (برای مطالعه بیشتر در زندگی یحیی به نوشتار تینوش بهرامی مراجعه نمایید)

یحیی در ابتدای کار از الگوهای متداول آنروز که شباهتی به تارهای قدیم داشته متابعت میکرده است و الگوی استاد فرج الله را میساخته و طبیعتا" نه شاگردان میتوانستند الگوی استاد را نادیده بگیرند و نه اساتید تغییر الگوی تار را میپذیرفتندد بنا براین تارهای اولیه یحیی میبایستی شبیه به سازهای استاد فرج بوده باشد که در بالا نمونه ایی از این الگوهای قدیمی را با نمونه صدا آورده ایم این ساز که از الگوهای فرج میباشد از سالمترین تارهای قدیمی است و میتواند الگوهای قدیم تار را نمایش دهد که متاسفانه امروزه از بین رفته و سازندگان آنرا فراموش کرده اند.

به هر حال یحیی از مدلهای فرج الله آغاز کرد و یکشبه به طرح نهایی خود نرسیده اما بعدها که معروف تر شد توانست تغییراتی را در ساخت تار ایحاد نماید شاید تغییرات سیاسی و اجتماعی بعد از مشروطه و عصر رضا شاه خصوصا" باز شدن فضای موسیقی در این تغیرات موثر بوده است اکنون کنسرتهای موسیقی دیگر حتی در فضاهای باز ایجاد شده همچنانکه علیخان ظهیرالدوله کنسرتهای بزرگ انجمن اخوت را در باغ خود و علنا" با حضور مردم برگزار میکرد این فضاها صداهای پرطنین تر میطلبید و همچنین اساتید سفارشات مخصوصی برای ساخت تارهای خوش صدا وپر حجم تر میدادند همچنانکه موسیقی از پستوها بیرون میامد سازهای پر طنین تر و خوش صداتری میطلبید .

 

در عکسی که از کارگاه یحیی با حضور آقا حسینقلی و گروه نوازندگان موجود است عکسهایی از تار یحیی خان در دست نوازندگان دیده میشود که از سازهای اولیه بزرگتر و پرحجم تر مینماید خصوصا" تار دست جناب میرزا حسینقلی با نقاره بسیار بزرگتر از الگوهای متداول کاملا" مشهود است این سفارشات که احتمالا" به خواسته نوازندگان ساخته میشده صدای مطلوب را در میهمانیها و کنسرتهای پر جمعیت و همچنین ظبط برتر صدا را ایجاد میکرده است.امروز این سازهای اولیه یحیی را بعنوان سازهای بدون مهر یحیی میشناسند ابعاد دهانه کاسه و نقاره این تارها با سازهای بعدی ومهر دار یحیی یکی است اما حجم کاسه و نفاره بزرگتریا کوچکتراز الگوهای مهر دار میباشد.

در عکسی که از کارگاه یحیی با حضور آقا حسینقلی و گروه نوازندگان موجود است عکسهایی از تار یحیی خان در دست نوازندگان دیده میشود که از سازهای اولیه بزرگتر و پرحجم تر مینماید خصوصا" تار دست جناب میرزا حسینقلی با نقاره بسیار بزرگتر از الگوهای متداول کاملا" مشهود است این سفارشات که احتمالا" به خواسته نوازندگان ساخته میشده صدای مطلوب را در میهمانیها و کنسرتهای پر جمعیت و همچنین ظبط برتر صدا را ایجاد میکرده است.امروز این سازهای اولیه یحیی را بعنوان سازهای بدون مهر یحیی میشناسند ابعاد دهانه کاسه و نقاره این تارها با سازهای بعدی ومهر دار یحیی یکی است اما حجم کاسه و نفاره بزرگتریا کوچکتراز الگوهای مهر دار میباشد

 

همانگونه که در عکس میبینید اساتید همین سازهای بزرگ را هم روی سینه مینواختند چرا که این سازها با توجه به بزرگی از عمق نسبتا" کمتری برخوردار بودند که نوازندگی را بر روی سینه هموار میساخته

اما با عمیق تر شدن سازها در الگوهای جدید کم کم سازها بر روی زانو  قرار داده شد اما آنگونه که در عمل بدست آمده است نوازندگی تار به هر دو شیوه هنور هم معمول است و بسته به حال و هوای ملودی گاهی نوازنده باید ساز را تنگ در آغوش کرفته و به خود نزدیک تر نماید. در نقاشیهای چهلستون اصفهان تار شش سیمه دیده میشود که در حالت نشسته نواخته میشود ودر برخی حجاربهای باستانی نوازندگان ایستاده ساز مینوازند ونیز اساتید ایرانی در عهد قاجار به هر دو شیوه تار مینواختند. وتوانایی نوازنده زمانی به اوج میرسد که بتواند تار را در هر دو حالت ایستاده و نشسته بنوازد.

 

 

یحیی خان از سالهای 1322 قمری به بعد یعنی از سالهای 30 سالگی مهر خود را بر روی سازها حک میکرده است و از این سالها کم کم الگوی خود را نها یی کرده است  این سازها تقریبا" به اندازه مناسب رسیده و دیگر به نام الگوی یحیی شناخته شده است  تاریخهای مهر یحیی سالهای 1322-1340-1343-1345 و 1352 قمری میباشد (این تاریخها ممکن است تاریخ تغییراتی باشد که یحیی در ساز ایجاد میکرده است) از یحیی تارهایی با دو مهر نیز بر جای مانده است مهری زیر سیم گیر و مهری روی دسته و گاه مهری پایین دسته و مهری در بالا زیر دسته اما بعلت سفارشات فراوان بعدها شاگردان یحیی کارهای سخت چون خالی کردن کاسه را انجام میدادند و استاد مراحل دیگر را به انجام مبرسانده است یحیی علاوه بر طرح کاسه و نقاره زیبا که با عدد طلایی در ریاضی منطبق است (مثلا" دهنه 15 به قطر 25کاسه) هنرمندی خاصی در ساخت دسته تار داشته که بیشتر کارشناسان  ساز اصل یحیی را از روی دسته و سر پنجه آن تشخیص میدهند ( چیزی که از چشم بدلکاران دور بوده است آنها بیشتر به کپی کردن کاسه و نقاره توجه داشتند وصتعت دسته را جا انداخته بودند همچون سازندگان امروز!)

 گویند به وقت مرگ یحیی، کاسه های بسیاری تراشیده و ناتمام مانده بود که یکی از شاگردان او بنام محمد پوستی این سازها را تکمیل و با مهر یحیی فروخته است. همچنین سازهای بسیاری با مهرهای تقلبی بنام یحیی موجود است.(یحیی خان بر دامنه کوه صفه اصفهان مدفون است)

 

 

 اما آنچه را باید گفت چه بپذیرند یا نپذیرند آن است که روحیه جوانمردی و درویشی و انسان دوستی یحیی بوده که همراه صنعت او به سازها روح میبخشیده نه آنکه امروزه بدلکاران پول پرست میپندارند. و میلیمتر به میلیمتر اندازه ها را در نظر میاورند اما گذشت یک تومان را ندارند آری نوازندگان و سازندگانی ماندگار شدند که درویشی بر توانگری اختیار کردند با خدا و خلق دوستی ورزیدند  آنها در دل مهری و در چشم اشکی داشتند از اینرو  صدای ساز آنها  تنها خوش صدا نبود بلکه ملکوتی و آسمانی بود. وگرنه از کجا خشک جوب آوای دوست یرمی آورد؟!

 

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند         نه هر که آینه سازد سکندری داند

هزار نکته باریکتر زمو اینجاست          نه هر که سر بتراشد قلندری داند.      حافظ

نوشته:فرشید راد

 

 

برداشت از وب سایت مکتب موسیقی استاد دکتر رضا وهدانی

www.vohdani.com